مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
216
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
النّعماني ، كتاب الغيبة ، / 129 - 131 رقم 18 / عنه : شرف الدّين الإسترآبادي ، تأويل الآيات ، / 208 - 210 ؛ السّيّد هاشم البحراني ، البرهان ، 2 / 123 ، مدينة المعاجز « 1 » ، 2 / 462 - 464 ؛ المجلسي ، البحار ، 47 / 141 ؛ البحراني ، العوالم ، 20 / 276 - 277 ؛ المشهدي القمي ، كنز الدّقائق ، 5 / 452 - 453 - - - - - - - - - - - - - -
--> - « چه چيز باعث كندى وتأخير تو در آمدن به نزد ما شده است ؟ » عرض كردم : « كارى در مدينه پيش آمده بود . » حضرت فرمود : « چه كسى را پشت سر گذاشتى ؟ » عرض كردم : « فدايت شوم ! عمويتان زيد را در آنجا به حال خود رها كردم ودرحالى از أو جدا شدم كه بر اسبى سوار وشمشيرى به گردن خود آويخته بود وبا صداى هر چه بلندتر فرياد مىزد : « پيش از آن كه مرا نيابيد ، مسائل خود را از من بپرسيد كه نزد من دانش فراوانى انباشته شده است . من ناسخ ومنسوخ ومثاني وقرآن عظيم را دريافتهام . من خود همان شاخص ونشانهء بين شما وخداوند هستم . » پس آن حضرت به من فرمود : « اين مسلكگرايىها وفرقهگرايىها اى داود ! تورا از واقع پرت ساخته است . » بعد صدا زد : « اى سماعةبن مهران ! سبدى خرما نزد من بياور ! » وأو سبدى كه حاوي خرما بود ، نزد آن حضرت آورد . آن حضرت دانهاى خرما از آن برداشت ، خورد وهستهء آن را از دهان خود بيرون آورد ودر زمين كاشت . پس آن هسته شكافته شد وروييد وجوانه زد وشاخ وبرگ وميوه داد . پس حضرت با دست خود به خرماى نارسى زد وآن را از خوشه چيد واز درون آن ورقهاى نازك ( پوستهاى ظريف ) به رنگ سفيد بيرون آورد . آن را باز كرد وبه دست من داد وفرمود : « آن را بخوان ! » من آن را خواندم . در آن دو سطر مرقوم بود ( به اين ترتيب كه ) سطر أول جملهء : « لا إله إلّااللَّه ، محمّد رسول اللَّه » وسطر دوم اين جملات : « همانا شمارِ ماهها نزد خداوند دوازده ماه است . در كتاب خدا از روزى كه آسمانها وزمين را آفريد كه چهار ماه از آن حرام است . آن دين مستقيم همين است . يعنى أمير المؤمنين علي بن أبي طالب ، حسن بن علي ، حسين بن علي ، علي بن الحسين ، محمد بن علي ، جعفر بن محمد ، موسى بن جعفر ، علي بن موسى ، محمد بن علي ، علي بن محمد ، حسن بن علي ، وآن بازمانده كه حجت خداوند بر روى زمين است . » سپس آن حضرت فرمود : « اى داود ! آيا مىدانى اين ( دو سطر ) چه زماني در اين ( پوستهء نازك ) نوشته شده است ؟ » عرض كردم : « خدا ورسولش بهتر مىدانند وشما خود آگاهتريد . » پس فرمود : « دو هزار سال پيش از اين كه خداوند آدم را بيافريند » ( يعنى از پيش ، مشيّت وخواست خداوند چنين بود ) . غفارى ، ترجمهء غيبت نعمانى ، / 129 - 131 ( 1 ) - [ حكاه أيضاً في مدينة المعاجز ، 5 / 367 - 369 ، والبحار 24 / 243 ، 36 / 400 ، والعوالم ، ( ط 3 ) ، 15 - 3 / 274 - 275 ، 20 - 2 / 938 - 939 ]